الرجل المسخ الذي ذبح الحسين بن علي

شمرنامه

کاراينها تمامه


بايگانی

همه دشنامها و واژگان اسلامی يک راست به حساب خاندان محمد رسول الله بویژه پنج تن واریز خواهد شد

برگ نخست


pepe.gif



آدم ها و انديشه ها


Tuesday, May 25, 2004

سانسورچی خودش و اسطوره مادرجندگی



بدبختانه اين روزها شمر بن ذالجوشن گرفتار است و فرصتی برای پاسخ گويی به اين مردک ياوه گو و توجيه گر کهنه کار ندارد. آدمی که نافش را هم چون همه مسلمانان به ويژه شيعه با دروغ بريده اند به پرت و پلا گويی از قماشِ سردم دارانِ حکومتی اش پرداخته و شله زرد زيادی می خورد.
ما اين نوشته اسفند ماه گذشته "سانسورچی خودش و اسطوره مادرجندگی" را دوباره در اينجا می گذاريم، اگر چه برای آن زمان بوده، اما هم چنان سخن از روز و روزگار اين چوپان دروغ گوی اينترنتی می باشد.
اميدوارم که شمر به زودی پاسخ درخوری که بايسته اين سايبر لوده، دست پرورده حکومت، که با همه سلول هايش به حکومت اسلام و ولايت اش وابسته است، بدهد.

آهای جماعت ايرانی!
شما خيلی تشريف داريد، آن چنان هندوانه زير بغل اين نادرست ها می گذاريد که باورشان می شود کسی هستند. اين آدم، همان زمان که سرگرم خايه ليسی و کيرچرانی حکومتيان است و کونش در بغل خاتمی (ق) و خامنه ايی (زج) و مهر های دست چندم حکومت اش گذاشته دهانش را باز می کند و از "وطن"، "سانسور" و آزادی سخن به ميان می آورد.
به راستی که اين سوسول مکتبی ها به سنت محمد (مج) و آن الله کيری شان که مکارترين مکاران است، خيلی پای بندند و آن پرروی و فريب کاری بی حسابشان است.

باری !
باسپاس
عمرو عاص



FreePoliticalPrisoners4.jpg

 

ياد جان باخته گان جنبش نوين آزادی و رهايی ايران را گرامی می داريم

کتايون افشار(+): تهران
رحمان اميری : اصفهان
مجيد پناهی : تهران پارس
زهرا کاظمی: تهران
علی موسوی: شيراز
 


تارنمای انجمن وب لاگ نويسان



يادآوری به باورمندان

دوست گرامی

اعتقادی که تو از آن نام میبری در سالهای۶۱ /۶۰ در کنار دیوار الله اکبر زندان اوین ده هزار بار تیر باران شد، در سیمای حکومت اسلامی به آغوش لاجوردی گذاشته شد تا در هیبت فرزند مسعود رجوی نظاره گره جسد اشرف ربیعی باشد تا مردم نادان بدانند که یک من اعتقاد چقدر روغن دارد.
در سال ۶۷ کشتار همگانی شد و در گورهای دسته جمعی پنهان گردید. با کشتن فروهرها دشنه خورد و با مختاری و پوینده خفه شد و با گمشدن پیروز دوانی ها ناپدید شد، در هيژده تیر توی خوابگاه دانشگاه تهران کتک خورد و از پنجره به بیرون پرتاب شد و هیچ کس هیچ نگفت چون هیچ اعتقادی نداشتند.
اعتقادی که بزرگ بودن خود را در سنجش کوچکی سنگ سنگسار در رساله ها نمایش می دهد و با فتوی شرعی برای ارزش کارمندان خانه های عفاف زنای شرعی را مباح می کند. نزد من ارزشی ندارد
.


يادمان باشد

اين چکامه را مي گويم


 

        powered by blogger

Up

Site Meter