Saturday, May 21, 2005

الرحمن الرحیم، فاتحه اهل قبور در روز یکشنبه


جناب سخن
شما سلامت باشيد، غم آخرتان باشد، نامه چاپلوسانه به شاهرودي نوشتن و اين دشمن آزادي سخن را انسان آزاده خواند چه ربطي به حرکت متشکل و اعتراض جمعی دارد که شما تسلیت حرامش می کنید. اگر می گفتی حرکت متشکل خایه مالانه درست گفته بودی.
از آدم استخوانداری چون شما که در جاده خاکی سیاست (با خط امام و پیروی از آن قاط نزنید) چهارتا خشتک بیشتر از این آن پاره کرده بعید بود که گول یک سوسول مکتبی که می خواست مدیار را قربانی رای های احتمالی معین و گرم کردن "تنور" انتخابات کند خورده و آن نامه آبکی و بر آمده از فرهنگ دریوزگی را به شاهرودی بنویسید و از آن بدتر از ملتی که شاهرودی را آدم به شمار نمی آورند، گله مند و طلب کار باشید که چرا زیر نامه "احترام" آمیز شما را به شاهرودی امضا نکرده اند. جای خرسندی است که شمار خایه مالان در وبلاگستان از دویست و هشتاد نفر بالاتر نرفته.

از صمیم قلب به شما تسلیت می گوییم که هنوز اندر خم همان پیچ تاریخی خط امام که خواهر و مادر حزب طراز نوین را به باد داد مانده اید و تازه تازه دلتان را به کوره راهی خوش کرده اید که به خیالتان کورسوی از چراغ سبز شاهرودی در آن دیده می شود.

سفید نویسی تان در روز یکشنبه به جای خود، اما این" درخواست مجازات نماينده ي توهين کننده به خبرنگاران و بازگرداندن مسيح علي نژاد به مجلس،" دیگر چه صیغه ایست، مجلس چه کشک چه، نماینده کدام است، مرد حسابی کجای کاری ما از زمان مصدق به اینسو مجلس نمایندگان ملت نداشته ایم آنگاه شما خواهان بازگشت مسیح علی نژاد به مجلس می شوی!
نه خودمانیم، کاری به اینکه فلان چاقوکش را نماینده می خوانی نداریم، اما از چه کسی درخواست مجازات او را می کنید حتما از کسی که درخواست عفو سمیعی نژاد را کرده بودید.
آقای سخن تا کی می خواهید برای ملت بت بسازید، خمینی را بزرگ کردید امامش خواندید کم نبود، رفسنجانی را سردار سازندگی خواندید خوب نشد، خاتمی را به اینجا رساندید راضی نشدید و حالا دارید از شاهرودی الله سازی می کنید که هم رحمان است و قهار. یکی را عفو کند و دیگری مجازات(التماس دعا ).
با این شیوه اندیشه بهتر است باقی عمرتان سفید نویسی کنید یکشنبه هم پیشکش. فاتحه!

خلاص
شمر

Saturday, April 16, 2005

دلواپس

هاشمي رفسنجاني: دلواپسي‌ها آمدنم را جدي كرده است، ايرنا


کاریکاتور بالا
از بایگانی آهنگر به وام گرفته و دست کاری شده.

Saturday, March 26, 2005

"حمله ور"

گفتارآهنگی از ديو که سال پر کاری را براش آرزومنديم. ساسان گرامی شرمنده.

عمرو

Sunday, March 20, 2005

دوستان و خوانندگان گرامی شمرنامه!


دوست داشتیم که به مناسبت فرا رسیدن نوروز و آمدن بهار، پیامی نوروزی فرآهم آورده و برای یکایک شما آرزوی بهاری سبز و سالی سرشار از عشق و آزادی کنیم و در پی آن چکامه ای در وصف بهار آورده و آنرا به گاییدن اهل بیت سید الجاکشین حسین ابن علی پیوند داده و از آنجا یکراست به اعتقادات شیعیان بشاشیم، اما از آنجایی که اهل بیت سیدالجاکشین از بوی گلهای بهاری سر در نمی آورند نتوانستیم چنین چکامه ای فراهم کنیم و دست آخر هم از خیر پیام نوروزی گذشتیم. خلاص


لينک نوروزي: من دهن بلبل را سرويس مي کنم

فصلى ست خوش و هوا بود افلاكي
در حمد و ثنا نشسته كرم خاكي
شمع و گل و پروانه همه خاموشند
بر گرد ِ مزار ِ بلبلي سوزاكى

Saturday, March 12, 2005

به ياد آهنگر و پيشکش به عمروعاص




کاریکاتور بالا را از بایگانی آهنگر به وام گرفته و کمی دست کاری کردیم.
جا دارد پست کنونی را به عمروعاص گرامی پیشکش نماییم

که هنگامه نوجوانی ما ، در ره آورد سفرهایش شمر را از فرآوردهای آهنگرخانه بی بهره نمی گذاشت.
عمروعاص جان یادته!
سربریده ات شمر

Sunday, March 06, 2005

اندرزهای کناره نشین

اندرزهای کناره نشین!




سرپرست گرانقدر دفتر سیاسی شمر نامه نازنین عمروعاص
دست خوش، باورمان نمی آید که شما در چنین روزهایی که یاد آور پیروزی ما بر لشکر مادرجنده سیدالجاکشین حسین ابن علی و گاییدن خواهر و اهل بیتش بوسیله ما و سپاه آزادی خواه ما می باشد، با چنین لکاته ای بی مقدار که حتی به تخم چپ شترمان به شمارش نمی آوریم دهان به دهان شوید، گمان برده اید که ملت نادانند که چنین پاچه ورمالیده ای نشناسند، برای همه روشن است که این دمامه حسین درخشان واژن داری بیش نیست و از هواداران حکومت اسلامی است که در پوشش فعال اجتماعی به ستیز با مخالفان حکومت اسلامی و کاشتن تخم یاس در دل مردم برخاسته.
داستان زندانی گشتن آرش سیگارچی برای این پاچه ورمالیده که اگر "آب کمر" هفتاد ودو سید اولاد پیغمبر(زج) در شکمش خالی نشده باشد دست کم از "آب کمر" سربازان بی پدر و مادر امام زمان (مج) سرریزگشته است تنها کُسناله ای بود برای خودی نشان دادن و متلک پرانی به مخالفان حکومت اسلامی و عقده شیعی خالی نمودن ورنه نه زندگی آرش سیگارچی هایی که در زندان ها هستند و نه زندگی میلونها نفر از مردم آن سرزمین که زندانیان بالقوه حکومت اسلامی برای مادرجندگانی از این قماش ارزشی ندارد، همه میدانند که تنها دلخوشی اینان متلک پرانی و غسل دادن افکارشان در لجنزار فرهنگ زورخانه ای اسلام و حکومت اسلامی است. ملت هم کم و کیف کار دستشان آمده و طرف، ادا اطوارهای، متلک پرانی هایش را نادیده گرفته و سگ محل می کنند.
ایکاش بجای آن پاسخ چیزی از درسهای عاشورای شمری برای ملت نوشته بودی تا چیزی از گاییدن خواهر سیدالجاکشین حسین ابن علی بوسیله ما دستشان بیاید تا مانند دوستمان سینا هدا عاشورا زده نشده و چنین شله زردهای نخورند، باری از آنجایی که سینا هدا را دوست داریم ناچاریم در این نیمه شب پاسخی به نوشته شان دهیم.

شله زرد شب مانده، نذر امام زین العابدین بیمار!

قربان آن دل گرفته ات سینا هدا جان، دلت گرفته بجای خود اما این دل گرفتگی عمیق دیگر چه صیغه ایست، بی شوخی برایت نگران شدیم که نکند شله زرد شب مانده خورده و احوالت زین العابدینی شده یعنی بیمار گشته ای و کارت به جراحی و اینجور حرفها کشیده شده و از شدت بیماری چیزی های نوشته ای که توی کون آدم امام حسین سبز می کند، امیدواریم که چنین نباشد،
باری و پیش از هرچیز، ترا به روح خسرو گلسرخی سوگند بیا و دست از سر کچل خسروخان بردار، قربان دلت، خیالت تخت باشد که اگر خسروگلسرخی حتی یک صدم آنچه را که تو در حکومت اسلامی دیده ای و یک هزارم گندی که حاکمان مسلمان به ایران زده اند را میدید به گور خود و کرامت الله دانشیان که سهل است به گور پدرش می خندید که چنان سخنانی را در واپسین دادخواهی خود در دادگاه نظامی به زبان بیاورد و افزون بر آن در دادخواهی خود خواهر امام حسین را هم می گایید، از این سخنان گذشته روشن است که از متن "آپ تو دیت" شده دادخواهی نامه خسرو گلسرخی که دوسال اندی پیش در شمرنامه آمد بود خبر نداری کاش آنرا خوانده بودی!
تا آنجا که ما میدانیم گلسرخی عملی نبوده که به این سادگی ها که شما می گویید به امام حسین ربطش داد اما اینکه گاندی در نگاه نخست به عملی ها و بویژه تریاکی های دوره ناصرالدین شاه رفته است بازهم دلیل آن نمی شود با امام حسین رابطه داشته باشد، که شما به این آسانی به هم ربط می دهید، تا آنجا که ما میدانیم، گاندی هندو و بقولی ما عربها بقرهَُ الدین یا همان گاو پرست شما بوده و در تریپ مورتاز بازی سرآمد دوران خودش و آبشخور لاغری و شباهت ظاهری ایشان به تریاکی ها از همین روست، آنقدرها هم که شما فکر می کنید خر نبوده که موجودی به مهربانی و مفیدی گاو را رها کرده و یقه تن بی سر سیدالجاکشین حسین ابن علی را بچسبند.

همعصر گرامی شبح
از قرار معلوم شما هم مانند ما از هزار چهار صدسال پیش می آید با این توفیر که شما مانند اصحاب کهف همه این دوره را خواب بوده و تازه بیدار گشته اید، باور کنید که ما هزار چهارصد سال آزگار بود چنین سخنی را از کسی نشنیده بودیم که شما می گویید:
"در بيانيه ي استقلال كشور يك ميلياردي هندوستان كه توسط گاندي كه يك هندوست قرائت شد او اذعان ميدارد كه :
تمام همت و عزمش را براي رهايي و استقلال كشورش هندوستان از زير يوغ انگلستان، پس از مطالعات فراوان در تاريخ از حسين و واقعه ي عاشورا گرفته است و به همين دليل روز عاشورا در هندوستان از همان سال تعطيل رسمي كشور هند اعلام شده است."
آخر گاندی کجا و سیدالجاکشین حسین ابن علی کجا،در کجای تاریخ هند خوانده ای که گاندی برای مبارزه با انگلیسها مانند سید الجاکشین حسین ابن علی خواهر خود را به گاییدن داد، نه خودمانیم کربلا در کجای نقشه جغرافیایی هند قرار دارد، اگر گاندی گوشت خوار بود می شد فرض را بر آین نهاد که وی مغز خر خورده که در حول حوش کربلا مطالعه نموده و خواهر خود را مانند امام حسین به گاییدن داده از این گذشته کدامین پیرو راستین حسین ابن علی(مج) را سراغ دارید که به مخالفت با ولی نعمت شیعیان همانا انگلیس برخاسته باشد که گاندی دومی اش بشود. خیالت تخت باشد که اگر گاندی چنان که تو می گویی تخت تاثیر خواهرجندگی امام حسین قرار می گرفت نه تنها نامش را به حسین علی، حسین قلی و یا دستکم به رضا حسین تغییر می داد بلکه محرم و صفر هرسال خودش را به لجن گرفته و خواهر هفت هشت دانه از خدایان هند را مانند امام حسین گاییده و سر میبرید و نذر حسینی میداد تا اینکه یک میلیارد نفر علاف کند.
حال گیریم که شما درست بگویید و گاندی چنین شله زردی را خورده باشد و یک میلیارد هندی را در روز عاشورا علاف گردند که چه؟ مگر چیزی از خواهر جندگی و جاکشی امام حسین کم می شود؟ وانگهی از کدامین هنگامه ای سخنان گاوپرستان در باره امام حسین (مج) حجت شده است.
شاید دلیل تعطیل رسمی عاشورا در هند، شباهت ظاهری قتل گاو با امام حسین باشد که دوی آنان با زدن گردن کشته می شوند اما بین خودمان باشد در کجای دنیا و بویژه هندوستان گاوی را سراغ داری که حرمسرا راه انداخته و با اهل عیال راهی جنگ در صحرای گرم و بی آب علفی چون کربلا گردد و دست آخر خواهر و اهل بیت خود را به گاییدن دهد.

Friday, March 04, 2005

آزادی زندانیان سیاسی را خواستاریم



Saturday, February 19, 2005

شهید زنده

شهید زنده!




آسمان کانادا اندوهبار است،
چشمانش را خواب نمی برد، با وجود نثار حسینوار جان و مال و ناموسش، آنچه نمی باید می شد رخ داد، حسین مظلوم واقع شد، حق حسین بوسیله پسرخاله های بی نام نشان انجمن وبلاگ نویسان ایران که با عقد و نکاح مرجان به کانادا نرفته بودند و به کمک پسرخاله هایشان که از دست عموهای حسین جان سالم بدر برده و از اروپا سر در آورده بودند، خورده شد، یکیشان که یا پسرخاله خُسن آقا عموی چه گواراست و یا خالوزاده شبح دایی زیتون که پسر عمه دختر خاله هاله که عروس عمه خانم آرمین گیله مرد باشد یعنی همشیره دختر عموی همه آنان که خاله ها ، دایی ها، عموها و عمه های بامدادک فرزند دلير بامداد زندی به حساب می آیند، به همراه گروه برگزیده "گزارشگران بدون مرز" به ژنو رفته تا به نام یک وبلاگ نویس ایرانی در گروه برگزیده "گزارشگران بدون مرز" در نشست مقدماتی اجلاس جهانی جامعه اطلاعاتی شرکت کرده تا پرده از سرکوب آزادی سخن و بویژه پایمال کردن حقوق فردی و اجتماعی وبلاگنویسان بوسیله حکومت اسلامی برداشته و به وجود سمیعی نژادها و سیگارچی ها و رنجي که بر آنان مي رود گواهی دهد.

آن ديگر پسرخاله شان که حتما پسر عمه دختر دایی پسر خاله آن دیگری است بنام سخنگوی پن لاگ انجمن وبلاگ نویسان ایران با رادیو فرانسه گفتگو کرده و آبروی حکومت اسلامی را برباد داده است.
از همه بدتر این خبر ها به گویا و پیک ایران نیز درز کرده است و راه گمانه زنی را برای چرایی پارس کردن نابجا و پریدن ناگهانی "سانسورچی خودش" آنهم به شيوه غلامرضا ملاحسني را به پن لاگ باز گذاشته است.
آری عاشورا ست ، این حسین هم مانند آن حسین که همان سالارجاکشان حسین ابن علی باشد با اهل و عیال گیر شمر اوفتاده و ...

ترديدی نداریم که سخنگوی حلال زاده لشکر اصلاح طلبان در وبلاگستان که با عقد و نکاح شرعي به کانادا آمده و در یک دست خایه خامنه ای و در دست دیگر خایه شاهرودی را دارد بزودی معامله بازگشت سردار سازندگی را به دهان خواهد گرفت چراکه چندیست لشکر اصلاح طلبان به امید بازگشت سردار سازندگی یکشبه شانزده سال عقب نشینی کرده اند.

حسین جان شهادت مبارک

شهیدان زنده اند!
الله و اکبر
عجب یک دنده اند!
الله اکبر
که مایه خنده اند!
الله و اکبر
همه زن جنده اند!
الله و اکبر




Thursday, February 17, 2005

از گل نازکتر و از چماق باريکتر!

از گل نازکتر و از چماق باريکتر!

خُسن آقا جان، آمدی و نساختی، قرار نبود با این آدم خیلی ساده و خوش قلب که عاشق خودش است و بوسیله عقد ونکاح شرعی آنهم حلال به کانادا آمده است دهان به دهان شوی، گناهی ندارد این حلال زاده، همه اش زیر سر شما کانونی هاست که از پسرخاله های خودتان پشتیبانی می کنيد روشن است که درخشان پسر خاله های شما را به جا نیاورد، نه خودمانیم مجتبی سمیعی نژاد کجا و حسین درخشان کجا، مگر سمیعی نژاد از قماش آن آقا زاده هاست که مورد تردید حسین درخشان قرار نگیرد، زندانی شده جهنم، پدر و مادری دارد جهنم، وکیل دارد جهنم، با وکیلش برخورد خشن کرده اند جهنم، همین که تخم و ترکه شمس الواعظین نیست کافی است که از نظر حسین درخشان حتی وجود خارجی نداشته باشد. از سمیعی نژاد بگذریم، این علی رضا طاهرپور پسرخاله کدامین تان است؟ دست کم از فرزند محسن رضایی که بنا بر گفته پدرش بوسیله سازمان ناسا فریب داده شده و مغفول (با مفعول اشتباه نشود) و پناهنده ینگه دنیا گردید دفاع می کردید تا حسین درخشان بخاطر نان و نمکی از پدرش می گیرد او را بجا بیاورد، نه اصلا چشم خود آقای طاهرپور کور، دندنش نرم، که بجای همسری با زنی مانند مرجان که زایده کشور کانادا است بلند شده دست اهل و عیالش که بدون تردید زاییده ایران هستند گرفته و به سوئد آمده و می خواهد پناهنده سیاسی بشود و حق حسین درخشان را بخورد.داستان مجتبی سمیعی نژاد و علیرضا طاهر پور درست یاد آور همان داستان عاطفه رجبی است که خبر اعدامش بوسیله همین حسین درخشان مشکوک خوانده شد، نا گفته نماند که چشم امثال عاطفه رجبی هم کور و دندشان نرم که بجای زاده شدن در کانادا و بازی "سکس اند سیتی" در آوردنِ وبلاگیِ مانند سیده مرجان، در کوره دهاتهای چون نکا بدنیا آمده و اعدام می شوند.

از این سخنان گذشته، خُسن آقا جان قرار نبود که عفت کلام را زیر پا بگذاری، مگر خبر نداری که با اهالی سرزمین گُل و بلبل طرفی که هزار و چهارصد سال آزگار است که از گُل نازکتر نشنیده و باریکتر از چماق ندیده اند. از همین شله زرد خور حلال زاده که بوسیله عقد و نکاح شرعی با مرجان که تخم حلال اش در کانادا کاشته شده و در آنجا به دنیا آمده، به کانادا آمده یاد بگیر که چقدر عفت کلام را رعایت نموده و با اینکه حقش بوسیله سه میلیون پناهنده ایرانی که بدون تردید پسرخاله های این و آن هستند خورده شده، چقدر نرم و ظریف دشنام ژنتیک بر اساس مکتب الهی اسلام و سیاستهای خارجی حکومت اسلامی می دهد و مخالفان حکومت اسلامی را حرام زاده می خواند و آب از آب هم تکان نمی خورد. کمونیست ستیزی لاجوردی وار و خوار شماری دلسوزانه برای تفرقه افکنی بر اساس سیاستهای تواب سازی شناخته شده ی حکومت در زندان هايش هم پیشکش!:

"من واقعا از زیتون و بقیه‌ی بچه‌هایی که از روی سادگی یا رودربایستی عضو این گروه قلابی شده‌اند می‌خواهم که حواسشان به این چیزها باشد و اگر صلاح می‌دانند از اعتبار و محبوبیت خودشان برای اینها خرج نکنند.

"باری! خُسن آقا جان از همه اینها بگذریم کُس ننه حلال زاده هايي از قماش حسين درخشان.

Saturday, January 15, 2005

ره آورد کربلا

ره آورد کربلا (1)
بازگشت شمر

به کوری چشم چشمبراهان مهدی(مج)، نایب بر حقش سید علی خامنه ای(زج) و سربازان بی پدر مادرش و بویژه به کوری چشم خانواده های شهیدان و جانبازان ما از سفر خود به عراق بازگشتیم، پیش از هر چیز یاد آوری کنیم که برای پیشبرد برنامه ها و کمکهای انسانی سازمان ملل به مردم عراق در ماموریتی برای این سازمان به عراق رفته بودیم.

زیارت
باری در همان نخستین روزهای بودن خود در عراق به کربلا رفته و بر سر گور سیدالجاکشین حسین ابن علی، برسم ادب شمري، به یاد روزهای خوش کربلا، ناله هاي دلنواز و ارگاسم آلود زينب شاشیدیم، همچین به یاد شهدای اسلام و بویژه مادر جندگان بسیجی و سپاهی که برای فتح کربلا سر خود را به باد داده و به مقام رفیع جاکشی نائل گشته بودند بر سر گوری که بنا بر گفته شیعیان از آن عباس ابن علی است رفته و یک شکم سیر ریدیم.

لشکر بدر
همانگونه که میدانید لشکر بدر که بیست و سه سال آزگار با پول مفت مردم فلاکت زده مردم ایران به پروار گرفته شده بود پس از سرنگونی صدام حسین با توافقی سه جانبه از سوی بریتانیا، آمریکا و حکومت اسلامی بی سرو صدا با زين و برگ وارد عراق گردید. باری بخش کوچکی از این لشکر در جنوب عراق ماندگار گردیده و در سایه و پناه نیروی های بریتانیایی، حکومتکی اسلامی تشکیل داده اند و از یکسو به چاپیدن مردم پرداخته و از سوی دیگر بنا بر شریعت اسلام سرگرم، بریدن دست و پای مردم عراق هستند و پای زنان عراقی را از کوی و برزن بریده اند، بهررو اینکه نیروهای بریتانیای در جنوب عراق کمترین مشکلی ندارند خود بهترین نشان از وجود حکومت اسلامی در جنوب عراق است.



سربازان امام زمان(مج) ، پادوی یانکی ها و "الوان فاشیسته فی العراق"

بخش دیگر لشکر بدر به پادوی سربازان آمریکایی روی آورده و به همراه دسته بزرگی از سپاه مهدی که پس از پادرمیانی نیروهای ویژه بریتانیایی از مقتدا صدر جدا شده بودند، گارد ملی! عراق را تشکیل داده اند و مانند کمیته چیان و پاسداران تازه بدوران رسیده سالهای پنجاه و هفت تا شصت علاقه زیادی به یونیفرم فاشیستی رنگ که همان اسود ما عربها و سیاه شما عجمها می باشد دارند و یکدیگر اخوی می نامد، رفتارشان در برابر سربازان آمریکایی نوکر مآبانه و یاد آور رفتار گماشتگان است. برای خود شیرنی به مردم ایران دشنام داده ولی کمترین سخنی بر علیه حکومت اسلامی به زبان نمی آورند.

Tuesday, December 14, 2004

مانی ها را دریابیم

مانی ها را دریابیم
چندیست که برپاکنندگان سايت مانيها، مريم هوله وهومن عزيزی دو شاعر ایرانی باشنده سوئد به همراه فرزند خردسالشان، از سوی کارچاق کنان حکومت اسلامی به مرگ تهديد شده اند!! آنان را در برابر این تهدیدها تنها نگذاریم!!


مدت‌هاست که ما را به مرگ تهدید می‌کنند. بله مدت‌هاست که نمی توانیم آزادانه از اتاقی که در آن پنهان شده‌ایم، بیرون برویم. چندین ماه است که این وضع ادامه دارد اما دم نزدیم چون نمی‌خواستیم تهمت بخوریم. تهمت بازی درآوردن برای شهرت و هیاهو کردن که بسیاری از این راه زنده‌اند! اما پسر کوچک مان بیش از این تاب زندان را ندارد. دوستان مهدکودک اش را می‌خواهد، می‌خواهد باز هم به مهدکودک برود و بازی کند، از تنهایی و در اتاقی کوچک با چند اسباب بازی وررفتن خسته شده است. نور می خواهد و دیدن یک انسان غیر از پدر و مادرش!

Sunday, November 14, 2004

میگويند: ما اهل کوفه نيستیم، جرج بوش تنها بماند.
می گويیم: ملتی که به اميد آمريکا نشست، شب زندان ابوغريب می خوابد.

عمروعاص


Saturday, November 13, 2004

نامه سرگشاده شمر به ابطحی

نامه سرگشاده شمر به ابطحی


حضرت حجهَ السلام و المسلمین محمد علی ابطحی
تردیدی نداریم که نام مبارک ما تاکنون به گوش آن حضرت خورده است و اگر خدای ناکرده تاکنون وبلاگمان را نخوانده اید امیدواریم که دستکم از شمرکار ما در نیمروز عاشورا که همانا گاییدن خواهر سیدالجاکشین حسین ابن علی در کربلا باشد آگاه باشید.با این تفاسیر اگر باز هم مارا به جا نمی آورید ما همان کس هستیم که با گاییدن خواهر سید الجاکشین(سیدالشهدای پیشین) در کربلا، نان روضه خوانی جلو شما آخوندان شله زرد نشناس انداخت، باری از هر چیز باید بدانید که در ادبیات شمری ما مسلمانی برابر نهاد مادر جندگی می باشد و تنها بخاطر عفت کلام شما را بجای "حجهَ مادرجندگی مادر جندگان" حجهَ اسلام والمسلمین خوانده ایم، این نوشته را هم برای احترام به یاسر عرفات و دو بطر آبجو لهستانی که در دمشق با وی نوشیدیم می آوریم ورنه خزعبلات آخوندی شما را به هیچ نمی شمریم،
ابو عمار
بی رودربایستی بنویسیم:گُه آریل شارون که از گُه سگ نجس تر است به قبر اجداد سران حکومت اسلامی و بویژه روح پشم آلود روح الله موسوی خمینی باد! آخر خُنکی و مسلمانی هم حدی دارد، شما آخوند جماعت آدم بشو نیستید، شرم سرتان نمی شود حیا خورده و شرف را ریده اید، مسلمانزاده یاسر عرفات کجا و خمینی (مج) کجا، خجالت نمی کشی که ایندو را به هم ربط داده و باهم می سنجی، یاسر عرفات نشان اراده ملی مردم فلسطین برای دستیابی و رسیدن به کشور فلسطینی با حاکمیت ملی است، زندگی عرفات و وجود او سرشار از عشق به ملت رانده شده فلسطین بود، او همیشه در کنار ملت خود بود و برای آنان زیست، آرمان عرفات ناسیونالیسم فلسطینی بود و برای رسیدن به آرمان خود و مردمش از هیچ کوششی دریغ نکرد. آری عرفات نه تنها نشان امید ملتی رانده از کشور خویش برای رسیدن به حاکمیت ملی است بلکه روشن کننده آذرخش امید در دل همه ملتها و شهروندان رانده شدگان از سرزمین خویش است،عرفات براي خودش شمري بود.
خميني -مج
امام تو اما نشان پستی وطن فروشی است خمینی همه چیز را فدای نظام اسلامی خود نمود، او از نخستین هنگامه بازگشتش به ایران تاکید کرد که به کشور و مردم ایران هیچ علاقه ای ندارد، برای شهروندان آن کشور که از روی نادانی ویرا به رهبری پذیرفتندند کمترین احترامی را قائل نبود، امام تو زیر آب حاکمیت ملت به سرنوشت خویش را زد، نه تنها حقوق ملی و شهروندی مردم ایران پامال نمود بلکه با سپردن بیش از چهل هزار تن از فرزندان ایران زمین را به جوخه های مرگ روی چنگیز و اسکندر و دیگر دشمنان ایران زمین را سپید نمود.امام خميني(مج) جام زهر را نه به خاطر منافع کشور ايران بلکه براي حفظ حکومت پليد اسلامي اش سرکشيد و ديديم که مزه امام تو هنگام نوشیدن جام زهرش کشتار همگانی زندانیان سیاسی در سال شصت وهفت بود، امام تو کشور و ملت را فدای نظام پلید اسلامی اش نمود.
امام تو حتی اسلام عزیزش را به تخم نداشته احمد آقا به شمار نمی آورد، داستان مک فارلین، کلت و انجیل اهدائی رونالدریگان با چاشنی اسلحه اسرائیلی در سال شصت و دو نمونه کوچکی از مادرجندگی امام امت است،
فراموش نکنیم که در آن هنگام رانده شدگان فلسطینی در لبنان از هرسو مورد حمله قرار می گرفتند و جنایات امل و حزب الله دستپروده حکومت اسلامی بر علیه اردوگاه های پناهندگان فلسطینی در لبنان دست کمی از جنایات شارون و فالانژیستها در صبرا و شتیلا نداشت.

Sunday, November 07, 2004

شله زرد های دوم خردادی

شله زرد های دوم خردادی





کسانی که با دیدگاه شمری ما کمترین آشنایی داشته باشند به نیکی میدانند که ما به شله زرد خورانی از قماش حسین درخشان و شله زردهایی که در دفاع از حکومت اسلامی خَمره می کنند پشیزی ارزش نمی گذاریم و آنان را حتی به تخم چپ شترمان که تازگی ها از پنچرگیری آورده ایم بشمار نیاورده و نمی آوریم.
اینکه هر از چندگاهی به نوشته های مادر جنده ای از قماش او می پردازیم، بیشتر برای شاشیدن به دین مبین اسلام و حکومت اسلامی است که وی جان و مال و ناموس خود را در راه دفاع ابلهانه از آن پاره نموده و چرندیاتی را بافته و سر هم می کند که ابوالفضل العباس با آن دستان بریده را وادار به بشکن زدن نموده و امام حسین با آن تن بی سر به رقص بابا کرم.

دوم در خرداد آمریکا
در نوشته پیشین مان از معجزات مفتاح الفرجین در انتخابات آمریکا و جمهوری خواه شدن سلطنت طلبان و دمکرات شدن مسلمانان سخن به میان آورده بودیم، از قرار معلوم این مادر مرده آن نوشته ما خوانده است ولی از آنجایی مسلمانزاده است از آن سر در نیاورده است ورنه دست کم چنین شله زردی را نمی خورد که گزینش رئیس جمهور در آمریکا را با دوم خرداد و کُس کلک بازی های حکومت اسلامی قاط بزند و در ادامه آن به دفاع از حکومت اسلامی در ایران برخیزد.
یکی نیست به شله زرد خور بگوید آخر گزینش رئیس جمهور در آمریکا کجا و سیاه بازی های حکومت اسلامی کجا. قباحت دارد، این چه شله زردی است که می خوری، کس و شعر "رای اولی ها" پیشکش ولی اینکه می نویسی "راستی، چقدر شبیه دوم خرداد شده انتخابات آمریکا: آدمی گمنام ولی محبوب بین جوانان و زنان در برابر کسی که تقریبا تمام حکومت از او دفاع می‌کند." دیگر پایان کارست، قربان عقل آخر مسلمان، مگرحکومت آمریکا ولایت فقیه دارد؟ شورای نگهبان دارد؟ مجمع تشخیص مصلحت دارد؟ که آنرا به دوم خرداد ربط می دهی؟ نه همه اینها را به ساده لوحی ات می بخشیم اما از خودت پرسیده ای که دوم خرداد چه ربطی به دوم نوامبر دارد؟

قضیه مسلمان بودن بوش و کری
جوانک زردنبو، اینکه ما بوش و کری مسلمان نامیده ایم، اینکه داستان لیله قدر و نزول قرآن و گزینش رئیس جمهور آمریکا را علم کرده ایم، اینکه پنتاگون را از یکسو به قبر پنج گوش سید الجاکشین حسین ابن علی واز سوی دیگر به پنج تن آل عبا پیوند داده ایم و... برای به ریشخند گرفتن اسلام، شاشیدن به حکومت اسلامی و بویژه دین و عقیده و ایمان آدمهای از قماش تو می باشد، ورنه آمریکایی جماعت کجا این حرفها کجا، این ینگه دنیایی ها یی که به قبر علی ابن ابی طالب در روز روشن شاشیده و آنرا به توپ بسته اند را نمی شود به همین سادگی ها دوم خردادی کرد.

سگ جرج بوش و جد خامنه ای
یکی نیست به این هالو بگوید: سره پیازی یا کونه پیازی که می خواهی برای شهروندان کشور دیگری تعین تکلیف کنی که به کی رای بدهند یا به کی رای ندهند، در اینکه جرج بوش مادر جنده است تردیدی نیست، اما سگ جرج بوش به رهبرت سید علی خامنه ای که هيچ بلکه به همه اجداد(مج) بزرگوارش شرف دارد، آخر به تو چه که بوش پاسپورت داشته یا ندارد، الکل می نوشد یا نه، خدا با او حرف می زند یا نه، دست راستی هست یا نه.
چرا در باره رهبر خودت نمی نویسی چرا نمی نویسی که:

خامنه ای مانند دیگر آخوندها تا پیش به قدرت رسیدن حکومت اسلامی، از گدایی آشکار و نهان، از مار گیری و فروش دعای نیش عقرب گرفته تا مرده خوری و جاکشی(عفافیگری)، از روضه خوانی و قرائت قرآن گرفته تا خمس و زکات صدقه خوری روزگار می گذارنیده و از قم و شاه عبدالعظیم گذشته به هیچ کجای ایران سفر نکرده بود.

خامنه ای چون دیگر آخوندان معتاد به تریاک است و ملت ایران از زن مرد گرفته تا پیر جوان از دست او و دیگر آخوندها به عذابند.

بدون شوخی نه تنها نماینده خداست و از تخم تره رسول(مج) او بلکه به گونه ای رسمی در قانون اساسی حکومت اسلامی لقب ولی فقیه را گرفته و بنا بگفته آیت الله جنتی هر هفته باتفاق اعضای شورای نگهبان با امام زمان(مج) در باره امور مهم مملکتی دیدار داشته و لیست انتخاباتی مجلس هفتم را هم از امام زمان (مج) گرفته است.

با آنکه یک دست بیشتر ندارد دست راستی ترین گروها مسلمان آنقدر انگولش می کنند که بسیاری از تصمیم گیری های خامنه ای مبنی بر مخالفت با مردم ایران، کشتار مخالفان، حمله به دانشجویان و به آتش کشیدن خوابگاه آنان و پرتاب آن به بیرون یا زهرا گویان، کتک زدن و سنگسار زنان و اعدام کودکان و .. کاملا خاستگاهی اسلامی دارد.

خامنه ای دومین رهبر حکومت اسلامی که مدرک کیری قرآنی دارد، و تنها از اصول نجاسات، آداب طهارت، رسوم جماع با محارم و دیگر جانوران سر در می آورد و از کشور داری تنها چاپیدن آنرا می داند و بس.


باری هدف از این نوشته این بود که بگوییم ما حسین درخشان را به تخم چپ شترمان نمی شمریم و با وجودی که او را مادر جنده ای مسلمان میدانیم که نان را به نرخ روز می خورد، دلیلی نمی بینیم کسی بیایید و در پشت نام دیگری پنهان گشته و به او برخورد کند. دیده ایم که در بخش دیدگاههای شمرنامه کسی در پشت نام بائوبا پنهان گشته و به حسین درخشان تاخته است، که به گمان ما کاری ناشایست و نابخردانه است.

یاد ابن ملجم مرادی را گرامی میداريم

Sunday, October 31, 2004

مفتاح الفرجین

چندی پیش رونویسی از مفتاح الفرجین را برای پای نویس یکی از نبشته هاي خُسن آقا فرستادیم و ناخواسته زمینه سردرگمی امت همیشه آنلاین را فراهم آوریم بگونه ای که از یکسو برخی از خوانندگان خُسن آقای خواستار ترجمه ای از مفتاح الفرجین گردیدند و برخی هم از سوی دیگر، نزول این آیه به ما نسبت دادند. در پاسخ به درخواست و برداشت ایندسته از دوستان باید بگوییم، که مفتاح الفرجین هم مانند دیگر آیات قرآنی مشتی چرت و پرت به زبان عربی است که در قوطی هیچ خرازی عرب زبان هم پیدا نمی شود، به هیج زبان زنده دنیا هم قابل برگشتاندن هم نیستند، چرا دور برویم حتی بسیاری از عربهای مسلمان هنگام خواندن قرآن زبان مادری خود را فراموش می نمایند و از چرند و پرندیات قرآنی سر نمی آورند و رنه آدمی یا می بایست مغز ذوالجناح (قاطر سیدالجاکشین حسین ابن علی) را خورده باشد که موجود پلید، زورگو، قلچماق، سرکوبگر و خون ریز و مادر جنده ای بنام الله که دست کمی از جاکشها ندارد و از قضا در جابجای قرآن به جاکشی برای محمد ابن عبدالله اقرار نموده را بعنوان خدای خود بر گزنید و یا اینکه بجای مغز شله زرد در کله داشته باشد. باری ترجمه تحت الفظی و بند به بند این آیه چنین است:
بسم الله القاسم الفرجين و الرحمن الذکرين (بنام خدای درهم کوبنده کُسها و بخشاینده کیرها) الم.(الف لام میم رمزی بین الله و محمد است که جابجای قرآن آمده،کوتاه شده" ای لکاته مادر" که الله برای عفت کلام بجای "ای مادر جنده" در خطاب به محمد بکار می برده که منظور الله جنده گری های آمنه مادر محمد است (1)يا اطول الذاکرين، يا مفتاح الفرجين،ای دارنده درازترین کیرها، ای گشاینده همه کُس ها.(2) الحمدالله الذي خَلَقَ الفرجين و الذاکرين و خلق المعقدين و ما في المعقدينسپاس خدای آفریننده کُس ها و کیرها، آفرینده کونها و آنچه در کونها ست(منظور گُه می باشد)(3) ادخول بسمک ربي اَسخُر بسمک الذي و لا خوف من الباب المنفرجهَ الفَرَجيّن و لا تعجيل في التقارب فی الباب المعقدينبنام الله برو تو کُس و بنام او (کُس را) تسخیر بکن، از کُس گشاد هراس بدل راه مده، و در وارد گشتن به کون شتابان مباش (4) واللهُ يُحبُ الحـادهَ الفرجين ، الله کُسهای تنگ را دوست دارد(5)الله سخر لکم کُلُل الفرجين وما في المعقدين ، الله تسخیر کننده همه کُس هاست و هر آنچه در کونهاست.
همانگونه که از مجموعه آیات قرآنی و بویژه آیه مبارکه مفتاح الفرجین بر می آید شباهت زیادی بین الله خدای مسلمانان و "کیر"(ع) وجود دارد، پدیده ژاپن اسلامی از همینجا آب می خورد، زیرا در ژاپن شیعیانی هستند که در مراسم تاسوعا و عاشورا بجای حمل علم و کتل حسینی علمی از کیر بنام هیبت الله بدوش می کشند، از شباهت کیر به الله که بگذریم شباهت کیر به امام حسین به میان می آید که بنا به گفته حاج شیخ لواط الدین قزوینی خودمان شباهت های زیادی بین ایندو وجود دارد از آنجمله قیام در برابر بی حجابی و بریده شدن سر، نه اینکه بخواهیم نعوذ بالله به کیر اهانتی کرده باشیم اما همانگونه که پیشتر ها گفته ایم مسلمانان همه آدم کیری هستند جون دینشان و خدایشان کیری است. ای کاش رهبر فرزانه خودمان بودند و تفسیری بر این آیه می نوشتند.

مسلمانان دمکرات و سلطنت طلبان جمهوری خواه.

اکنون که سخن از مفتاح الفرجین به میان آمده بد نیست نگاهی به گزینش ریاست جمهوری در آمریکا بیاندازیم و رابطه آنرا با مفتاح الفرجین پیدا کنیم، همانگونه که پیشترها عمرو عاص گرامی نوشته بود بوش از کری مادر جنده تر است و کری هم از بوش، دلیلش هم مسلمان بودن هردوی آنهاست، ورنه دلیلی ندارند که مسابقه انتخاباتی خود را به شب اول قدر بیاندازند که شب نزول قرآن و مفتاح الفرجین است کاری هم به اینکه مدل نقشه ساختمان وزارت جنگ آمریکا پنتاگون از روی قبر پنج گوش سیدالجاکشین حسین ابن علی برداشته اند نداریم، وانگهی اینان دست کمی از سران حکومت اسلامی که انتخابات خود را به ماه محرم و صفر و ایام شله زردخوری شیعیان انداختند ندارند، اصلا چرا دور برویم هرگاه که هنگام انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا میشود قول کیک و کلت و چماق بین رهبران حکومت اسلامی و نامزدهای دوگانه ای ریاست جمهوری آمریکا رد و بدل گردیده در پی گزینش یکی از آنان با پادرمیانی بازارمشترک اروپا سروکله کشیشی با کیک و کلت و اسلحه اسرائیلی دریک دست و انجیلی در دست دیگر پیدا گشته و همه را به امام امت مادر جنده پیشکش نموده و در عوض نسخه ای تبرک شده از مفتاح الفرجین برای رئیس جمهور برگزیده آمریکا می برند، نمونه اش هم داستان رونالد ریگان(قدس سره) با روح الله خمینی(مج)، که به ایران گیت معروف گردید.باری چندی پیش که عمروعاص مانند همیشه مست بود می گفت اوضاع جهان با این انتخابات آمریکا چنان تخمی شده است که مسلمانان دمکرات گشته اند و سلطنت طلبان جمهوری خواه.

یاد ابن ملجم مرادی را گرامی میداريم